طبي و فلسفي عبري‌، اگر ابن‌ميمون را در نظر گيريم بسيار نيرومند و بدون او كمابيش فقير است‌. غير از ابن‌ميمون‌، بزرگ‌ترين نويسنده يك اسپانيايي ديگر بود (ولي از شمال اسپانيا) ــ كسي كه‌ شايد بتوان او را كاتالاني دانست ــ شم ـ طُب بن اسحاق طرطوسي‌. شم ـ طُب در وهله‌ٴ اول‌ مترجم بود، از بزرگ‌ترين مترجمان آثار طبي در قرون وسطا، ولي به‌همان اندازه‌ٴ طب به فلسفه‌ هم‌علاقه داشت‌.

62. اخترگويي در طب‌. ترقي علم طب در قرون وسطا، آن‌قدر كه به‌علت اعتماد ناروا به‌يك‌ شِبْه علم‌، يعني احكام نجوم (اخترگويي‌) عقب افتاد، بر اثر فقدان معلومات علمي دچار عقب‌ماندگي نشد.
اين مطلب به منظور اهانت يا ريشخند اظهار نمي‌شود. چنان‌كه در بالا (بخش 12) توضيح‌ دادم‌، احكام نجوم را نمي‌توان از اخترشناسي جدا كرد. از نتايج پيروزي فكري عرب بر اروپا تقويت بسيار شديد گرايش به احكام نجوم بود كه قبلاً هم وجود داشت ــ و جزء لاينفك سنت‌ رومي بود ــ ولي به‌صورتي ملايم‌. رساله‌هاي عربي به اين تمايلات اعتبار علمي بخشيد و اين‌ امر براي شكوفايي آنها لازم بود. اقسام خرافات به گرد آنها تنيده شد و در رشد روزافزونشان‌ شركت جست‌. هنگامي كه اخترشناسان معلومات بهتري نداشتند، آيا مي‌شد پزشكان را به‌خاطر فريب‌خوردنشان سرزنش كرد؟ احكام نجوم شعبه‌اي از مقدمات علم طب شد كه به همان اندازه‌ٴ علم وظايف الاعضا اهميت داشت‌. از آن‌جا كه انسان از تأثيرات ستارگان بركنار نبود، بررسي هر مورد بيماري مستلزم توجه به دو عالم بود، عالم اصغر كه بيمار معرف آن بود، و عالم اكبر كه در خارج از او قرار داشت‌. عالم اصغر با اصطلاحات دانش وظايف‌الاعضا توصيف مي‌شد، ولي‌ احكام نجوم مستلزم توجه به عالم اكبر و روابط آن دو بود.
پزشكان فاضل آثار مربوط به اخترشناسي و احكام نجوم را كه در آن هنگام در دسترس بود مطالعه مي‌كردند (بسياري‌شان به‌نوبه‌ٴ خود اخترشناس هم بودند)، ولي به‌زودي احساس كردند كه لازم است رساله‌هاي خاصي در احكام نجوم براي استفاده‌ٴ پزشكان معمولي تدوين شود. اين‌ رساله‌ها كمتر از بقيه جنبه‌ٴ فني داشت و توجه بيشتري به موارد استعمال طبي مبذول داشته بود. (هم‌چنان‌كه امروزه كتاب‌هاي درسي فيزيك يا شيمي داريم كه با توجه خاص به نيازهاي پزشك‌ تدوين شده است‌). از آن‌جا كه اين رساله‌ها داراي فايده‌هاي علمي اندكي است‌، كافي است چند نمونه ذكر شود.
شايد مهم‌ترين نمونه‌هاي لاتيني‌، رساله‌هاي ويليام انگليسي‌1 و منسوب به آلبرت كبير2 است‌.


1 .به نام Astrologia de urina non visa
2 .به نام the Secreta mulierum et virorum ، كه به‌غلط به آلبرت نسبت داده شده است‌.